معمولا بازیهای سبک شهرسازی از شما میخواهند که زمین را تحت سلطه خود درآورید، اما Laysara: Summit Kingdom از شما میخواهد که به آن احترام بگذارید. این بازی که بر فراز جهانی مهگرفته قرار دارد، شما را به عنوان معمار تمدنی معرفی میکند که مصمم است با صعود به آسمان زنده بماند. در ایکسباکس، این بازی شهرسازی کوهستانی، پیچشی تازه به این ژانر ارائه میدهد: ترکیبی از برنامهریزی سکونتگاههای آرام، تدارکات پیچیده و خطرات محیطی که هرگز طاقتفرسا به نظر نمیرسد، اما همیشه توجه را میطلبد. موفقیت در Laysara، بخشی از بهینهسازی زنجیره منابع، بخشی از معمای محیطی، به این بستگی دارد که چقدر خوب حساب و کتابها را متعادل میکنید و چقدر ماهرانه میتوانید رشد شهرک الهام گرفته از هیمالیا را در فلاتهای کوهستانی تنگ مدیریت کنید.
Laysara به جای تکیه بر کات سین ها یا توضیحات سنگین، داستان خود را از طریق عمل بازسازی روایت میکند. مردم شما از جهانی که در مه فرو رفته فرار میکنند و به قلههای بلند پناه میبرند، جایی که زندگی سخت بوده، اما ممکن شده است. مشاوران شما را در ساعات اولیه راهنمایی میکنند، هر کدام نمایانگر فلسفه، معنویت، عملگرایی و احتیاط متفاوتی هستند. مشاجرات آنها به بازی طعم میدهد، اما روایت واقعی از خود کوهها پدیدار میشود: هر شیب، فلات و مسیر بهمن، بخشی از داستان مبارزه سکونتگاه شما برای تحمل میشود. این یک شکل آرام و اتمسفریک از داستانسرایی است، اما به زیبایی با لحن متفکرانه بازی مطابقت دارد.
در هسته خود، Laysara: Summit Kingdom یک عنوان شهرسازی مبتنی بر لجستیک است که در آن زمین هم بزرگترین دشمن شما و هم جالبترین ابزار شماست. به جای گسترش به سمت بیرون، شما به سمت بالا پیشروی می کنید، بخشهایی از زمین مسطح را حفر میکنید، صخرهها را با پلها به هم متصل میکنید و زنجیرههای تأمین را از طریق مسیرهای پرخطر میپیچید. شما دائماً با کوه در حال مذاکره هستید: تراسهایی را برای مسکن حفر میکنید، جادههایی را در امتداد پشتههای باریک ایجاد میکنید و زمین مسطح کافی برای حفظ عملکرد شهرک خود پیدا میکنید.
سه طبقه، ساکنان پاییندست، صنعتگران و راهبان، ستون فقرات جامعه شما را تشکیل میدهند. هر کدام نیازهای متمایز و ارتفاعات ترجیحی دارند و شما را مجبور میکنند به جای اینکه صرفاً ساختمانها را در هر کجا که مناسب هستند قرار دهید، به صورت فضایی فکر کنید. مزارع در پایین رشد میکنند، در حالی که صومعهها و صنایع مرتفع در نزدیکی قله شکوفا میشوند. ایجاد تعادل بین این لایهها به یک معمای رضایتبخش تبدیل میشود، به خصوص با پیچیدهتر شدن زنجیرههای تولید. مردم دشتنشین در مزارع گاومیش، غلات آسیابشده و ماهی کار میکنند و احتمالاً بقیه وقت خود را صرف غر زدن از ادعاهای طبقه صنعتگر میکنند.
صنعتگران در غرفههای مالیاتی کار میکنند و کالاهای مصرفی تولید میکنند، مانند بافتن پشم گاومیش به پارچه. راهبان از آکادمیهای خود تحقیق میکنند و ساختمانهای معنوی مانند زیارتگاهها را نگهداری میکنند. به نظر میرسد که خود یاکها خوشبختانه از سیستم طبقاتی معاف هستند و به عنوان یک منبع محیطی عمل میکنند که نیازی نیست نگران حفظ شادی خود باشید.
همه چیز از طریق شبکههای جادهای به هم متصل است، جادههای خاکی چیزی جز ناکارآمدی برای شما ندارند و جادههای آسفالت گرانتر به ساختمانهایی مانند بازار مواد غذایی اجازه میدهند تا منطقه وسیعتری از شهروندان را تأمین کنند. شهرکهای شما کیلومترها در میان قلهها و فلاتها امتداد دارند و همیشه جذاب است که یک کاشی جاده را حذف کنید و کل اقتصاد خود را در هرج و مرج ببینید، گویی کارگران شما ایستادهاند و با وحشت به تکه کوچکی از علف که مسیر آنها را قطع میکند خیره شدهاند.
با رشد شهرکهای شما، به کارگران بیشتری نیاز خواهید داشت، که به معنای خانههای بیشتر است. اما شعاع بازارهای مواد غذایی شما فقط میتواند تا حدی گسترش یابد – حتی با وجود آن جادههای پیشرفته – و فضا همیشه در اولویت است. بنابراین میخواهید خانههایی را که دارید ارتقا دهید. مشابه سری Anno، هر کاست مجموعهای از نیازهای خود را دارد که میخواهند قبل از اینکه به شما اجازه دهند بال دومی به خانههایشان اضافه کنید، برآورده شوند. آنها با عسل و تخممرغ سر میکنند، اما واقعاً کمی ماهی، جایی برای دعا کردن، و چطور است یکی از آن میدانهای مسابقهی گاومیشهای فانتزی را در فاصلهی پیادهروی قرار دهید؟ خیلی زود، لایسارا وارد چرخهی آشنای ساختوساز یعنی آمادهسازی، گسترش و نگهداری میشود. هر سطح جدید از تحقیقات، بازده بیشتری را به قیمت زنجیرههای منابع پیچیدهتر فراهم میکند، زیرا شما برای ساختن معابد باشکوه در قلههای چندین کوهی که در طول کمپین از آنها بازدید خواهید کرد، تلاش میکنید.
این مکانیزم طبقاتی، سیستمی را ایجاد میکنند که اگر میخواهید در بالا گسترش پیدا کنید – مثلاً راهبان بیشتر برای سطوح تحقیقاتی بالاتر – ابتدا باید در پایین گسترش پیدا کنید، با مراتع پیشرفتهتر گاومیش و شبکههای غذایی فراوانتر تا همه چیز به راحتی پیش برود. این طبقات کاملاً واقعی هستند، راهبان خلوت مرتفع دشتهای مرتفعتر را ترجیح میدهند و مزارع دشتنشینان منابع بیشتری را در فلاتهای سرسبزتر و پایینتر تولید میکنند. اینکه آیا این یک جشن همزیستی هماهنگ و سودمند متقابل است یا یک استعاره بصری برای مبارزه طبقاتی تلخ، به شما اجازه میدهم تصمیم بگیرید، اما این بدان معناست که جغرافیا یک طرح کلی مفید برای نحوه برنامهریزی اولیه سکونتگاه شما ارائه میدهد.
همچنین این یکی از معدود نمونههایی است که Laysara: Summit Kingdom به سوال اصلی من پاسخ میدهد: بله، زیبا به نظر میرسد، اما آیا این قلههای سر به فلک کشیده فقط یک پسزمینه جذاب هستند، یا لایسارا واقعاً بازی میکند و این حس را به شما میدهد که در حال تلاش برای ساختن یک تمدن در کوه هستید؟ خب، بله و خیر. تهدید بهمن – که میتواند ساختمانهای شما را منجمد کند و آنها را تا زمانی که آنها را آب نکنید، بیفایده کند – این کوهها را خطرناک و غیرقابل پیشبینی جلوه میدهد. این به معنای برنامهریزی اضافی و گاهی اوقات انتخابهای دشوار برای زمان و مکان گسترش است.
شرایط اضطراری تصادفی بازی – پیادهسازی ضعیفی از رویدادهای داستانی پرتنش و خاطرهانگیز بازیهایی مانند Frostpunk – کمتر موفق هستند. یک پنجره پاپآپ به شما میگوید که هوا بد میشود، بنابراین باید به سرعت به ۳۰۰ شهروند بخور بدهید تا روحیهشان را حفظ کنند. اینها وقفههای خودسرانه، فاقد انتخاب معنادار هستند و برای ارائه حس واقعی از زندگی مردم لایسارا در این کوهها، بسیار پراکنده نوشته شدهاند. خوشبختانه، آنها چندان رایج نیستند، اما نمایانگر بزرگترین مشکلی هستند که من با کمپین بازی داشتم: آنچه که به عنوان مجموعهای از چالشهای جالب و رو به افزایش در نظر گرفته شده است، اغلب به سادگی مانع گذراندن اوقات خوش میشود. این موضوع، عمدتاً، یک مسئله ساختاری است. یک ماموریت ممکن است ده هدف جداگانه داشته باشد و عموماً یک خط سیر منطقی پیشرفت وجود دارد که آنها را به هم متصل میکند، اما هرگونه هدف آینده از شما پنهان است.
در مجموع، عناوین شهرسازی میتوانند در کنسول موفق یا ناموفق باشند، اما Laysara به خوبی عمل میکند. جلوههای بصری واضح و رنگارنگ هستند، با جذابیتی نقاشیگونه که حتی سختترین قلهها را جذاب میکند. عملکرد پایدار است و دوربین به نرمی روی زمین حرکت میکند. عادت کردن به پیمایش کنترلر کمی طول میکشد زیرا منوها میتوانند کمی پیچیده به نظر برسند و برخی از اقدامات به مراحل بیشتری نسبت به رایانه شخصی نیاز دارند، اما وقتی تمرکز کنید، طرحبندی را به اندازه کافی شهودی می یابید. بیعیب و نقص نیست، اما به هیچ وجه ناامیدکننده نیست. اگر از سازندگانی که برنامهریزی، بهینهسازی و اتمسفر آرام را بر درگیری اولویت میدهند لذت میبرید، این یک توصیه آسان است. این بازی پیچیدهترین عنوان شهرسازی در بازار نیست، اما یکی از متمایزترینها و یکی از بیسروصداترینها است.
گرافیک زیبا و متمایزی را در قله کوه به نمایش می گذارد.
برنامهریزی مبتنی بر ارتفاع، منجر به خلق گیم پلی سرگرم کننده و رضایتبخشی شده است.
بهمنها به نوبه خود تنش محیطی معناداری ایجاد میکنند.
تنوع بسیار خوبی در کوهها و حالتهای بازی وجود دارد.
اتمسفر آرامشبخشی دارد و فاقد هرگونه نبرد می باشد.
جابجایی در محیط با کنترلر در ابتدا میتواند ناخوشایند باشد.
مدیریت برخی از زنجیرههای تولید خیلی زود دشوار میشود.
سرعت پیشرفت کمپین گاهی اوقات کند میشود.
سختی ممکن است برای کهنهکاران شهرساز حرفهای ساده به نظر برسد.

























