بازی BEFORE I GO خودش را به عنوان یک سفر تمثیلی توصیف میکند که در آن، شما موجودی را کنترل میکنید که معصومیت یک کودک را به نمایش می گذارد با آغوش باز، از مرگ استقبال می کند. با این حال خود جهان بازی به طرز خیره کننده ای، سورئال طراحی شده، در حالی که گیمپلی شامل پلتفرمینگ سنگین با پیشرفت و مبارزه به سبک مترویدوانیا است. در واقع این بازی، تأملی متفکرانه در مورد هستی و ماهیت گذرا زندگی را به تصویر می کشد.
در داستان این بازی، شما موجودی با ظاهری بیگانه را کنترل میکنید که در یک دنیای عجیب با ندای یک روح مرموز که شما را به دنبال کردن خود فرا میخواند، بیدار شده است. در حین انجام این کار، با دیگر ساکنان جهان روبرو میشوید و همچنین فسادی که موجودات بزرگتر جهان را در بر گرفته، پاک سازی میکنید.
اگر بخواهم دنیای بازی BEFORE I GO را ارزیابی کنم، یک محیط عجیب و غریب را در نظر می گیرم که مطمئنا، دوستداران و علاقمندان به بازیهای مدرسه قدیمی حتما از گشت و گذار در آن لذت خواهند برد. به طوری که پلتفرمینگ بازی کاملا دقیق و پاسخگو است و همانطور که می دانید، این مهمترین جنبه یک پلتفرمر مترویدوانیا است. اما چندین مؤلفه کمرنگ نیز وجود دارد و مهمترین آنها داستان و باس فایت ها است.
چیز زیادی در این بازی وجود ندارد که به لطف آن بتوان المان های داستان را گسترش داد. البته شخصیتهای متعددی در سراسر جهان بازی وجود دارند که در مورد فسادی که جهان را فرا گرفته و همچنین در مورد سفری که شخصیت شما آغاز کرده است، اظهار نظر میکنند. متأسفانه، اغلب دیالوگهای میان آنها ناشیانه طراحی شده و توضیحات کافی برای بسط داستانی که سعی در روایت آن دارد، وجود ندارد. به بیان دیگر با اینکه محیط این بازی واقعا منحصر به فرد است، اما داستانسرایی محیطی زیادی یافت نمی شود و حتی هیچ یادداشت یا بخش دیگری از داستان برای بسط دادن به سایر بخش ها وجود ندارد.
در طول مسیرتان با باس فایت های متعددی روبرو می شوید و هر کدام نام منحصر به فردی دارند که به نظر میرسد باید مرتبط باشد، اما آنها عمدتاً فقط حبابهای هیولایی هستند که مانع پیشرفت شما میشوند. هنگام مبارزه با آنها احساس هیجان خاصی را تجربه نمی کنید و جنبههای گیمپلی نیز فاقد آن هستند. چند مبارزه اول را میتوان بدون حرکت زیاد، با فشار دادن دکمه حمله و پریدن انجام داد. مبارزه با غولهای بعدی را میتوان به دلیل میزان سلامتی که میتوانید در طول بازی آزاد کنید، به زور و با خشونت انجام داد.اما این انتقادات فقط بر بخش نسبتاً کمی از گیمپلی بازی BEFORE I GO تمرکز دارند. بله، داستان بازی تا حدودی بیروح و ناامیدکننده است، اما حتی مشهورترین عنوان پلتفرمر جهان یعنی ماریو نیز در اولین نسخههای خود واقعاً چیز زیادی از یک داستان شاهکار ارائه نداد.
با اینکه BEFORE I GO پلتفرمینگ رضایتبخشی را به ارمغان می آورد، اما از نظر گیمپلی چندان بینقص نیست. مثلا برخی از بخشهای جاخالی لیزری که در سراسر بازی وجود دارند، کمی خستهکننده به نظر میرسند،. اما در عوض، کنترلهای بازی روی کنسول ها حس خوبی دارند. پیشرفت نیز به طور مداوم در جریان است، در حین کاوش در جهان، تعداد زیادی آیتم و ارتقاء برای برداشتن وجود دارد و تواناییهایی که با حرکت گسترش مییابند نیز برای به دست آوردن سرگرم کننده هستند.
جهان بازی واقعا گسترده بوده و نقشه از نظر بصری منسجم است و همه مناطق در یک سبک گرافیکی قرار میگیرند، اما تنوع کافی برای کمک به جداسازی مناطق و دادن هویت خاص به آنها وجود دارد. علاوه بر این، دو نوع اصلی از چکپوینتها در سراسر نقشه برای استفاده وجود دارد. مورد اول فقط یک چکپوینت استاندارد است که به شما امکان میدهد تا با خرید تقویتکنندههای موقت، پیشرفت را آسانتر کنید و دیگری که میتواند قفلها و عملکردهای دائمی را به عنوان سفر سریع بازی در اختیار شما قرار دهد. همچنین چکپوینتهای موقتی وجود دارند که میتوانند با استفاده از ارز کریستال تاریک که میتوان در سراسر جهان جمعآوری کرد، فعال شوند. این چکپوینتهای موقت تا رسیدن به چکپوینت دائمی بعدی فعال میمانند و معمولاً در وسط بخشهای طولانیتر پلتفرمینگ قرار میگیرند.
البته چکپوینتهای بازی خیلی سخاوتمند نیستند و برخی از بخشها کمی بیشتر از آنچه انتظار دارید طول میکشند، اما هرگز به نقطهای نمیرسند که به طرز مسخرهای دشوار شوند و در بیشتر موارد، BEFORE I GO کار خوبی در ایجاد تعادل بین سختی و گیمپلی انجام میدهد. هرگز به اوج سختی بازیهایی مانند Hollow Knight نمیرسد، اما چالشی فوق العاده را ارائه میدهد که اکثر گیمرها میتوانند از آن لذت ببرند.
جا دارد در خاتمه، مقدار راجع به مبارزات بازی صحبت کنیم که نسبتاً سرراست هستند و قفل چندین توانایی مبتنی بر مبارزه با پیشرفت شما باز میشوند. یکی از اولین تواناییها، توانایی سکون است که دشمنان و پرتابهها را کند میکند که برای مقابله با چند دشمن منتخب که مانع پیشرفت میشوند، مورد نیاز است، اما در اکثر سناریوهای دیگر به کارگیری آن کاملا اختیاری است.
این در مورد اکثر تواناییهای مبارزه صدق میکند، آنها میتوانند برای دور زدن دشمنان خاص مهم باشند، اما لازم است تاکید کنم که نیازی به استفاده از آنها ندارید.حت حمله پایه بازی هم در مقایسه با اکثر مترویدوانیاها منحصر به فرد است، زیرا هیچ توقف داخلی بین حملات وجود ندارد. به همان سرعتی که میتوانید دکمه را فشار دهید، شلیک میکند که به آن قدرت شگفتآوری در اکثر نبردها میدهد.
کاوش و گشت و گذار در نقشه نیز من را به گفته قبلیام در مورد اینکه بازی BEFORE I GO در یک فضای عجیب و غریب در مورد رتبهبندی آن قرار میگیرد، برمیگرداند. اگر داستان برای شما بسیار مهم است، پس BEFORE I GO یک بازی ضعیف برای کتابخانه ایکس باکس بازیهای شما خواهد بود. میتوانم از کاری که توسعهدهنده سعی در انجام آن داشته قدردانی کنم، اما ریتمهای احساسی و دیالوگها بیشتر از آنچه که به نظر میرسند، از دست میروند. با این حال، گیمپلی بازی طراحی مثال زدنی دارد و در حالی که باس فایت ها ناامیدکننده است، این برای نادیده گرفتن نقاط قوت بازی کافی نیست.
در نهایت، با وجود برخی کاستیها، بازی BEFORE I GO تجربهای منسجم ارائه میدهد که گیم پلی را اولویت قرار میدهد و سفری خاطرهانگیز را برای کسانی که مایل به درگیر شدن با چالشهای مختلف هستند، ارائه میدهد. بیشتر گیمرها میتوانند انتظار داشته باشند که اولین تجربه بازی حدود ۴ تا ۷ ساعت طول بکشد، بسته به اینکه چقدر در انتخاب مسیر صحیح خوب هستند.
نقشه درون بازی برای محدود کردن گزینههای باقی مانده بسیار ارزشمند است، اگرچه چندین منطقه اختیاری وجود دارد که به جای هر چیزی مربوط به پیشرفت داستان، دارای اشیاء قابل جمعآوری هستند. اگر در انتخاب مسیر صحیح بهترین نیستید، تعداد محدود نقاط سفر سریع شروع به ناامیدکنندهتر شدن میکند. اما با پیشرفت بازی، تواناییهای پیمایش، بازگشت به عقب را بسیار آسانتر میکنند.
کنترلهای دقیق و واکنشگرایی دارد.
مکانیکهای مبارزه ساده اما رضایتبخش هستند.
مقدار چالش بازی به طور متعادلی توزیع شده است.
جلوه های گرافیکی در ترکب هنرمندانه با جلوه های صوتی، حس تنش بازی را به بهترین شکل تقویت می کنند.
داستان و نویسندگی، ضعیف کار شده اند.
امتیازهای محدودی برای حالت سفر سریع بازی در نظر گرفته شده است.
اغلب باس فایت ها پس از مدتی حالتی فراموششدنی پیدا می کنند.























