Alaska Gold Fever بازیای است که در آن، هتل عموی مرحومتان در آلاسکا را به ارث میبرید و تلاش می کنید این دوباره آن را بازسازی نمایید. مطمئنا ثروتمند شدن در چنین آب و هوای خطرناکی آسان نیست، اما درخشش طلا، شما را به سمت خود جذب میکند. در این بازی، شما در نقش یک جویندهی امیدوار ظاهر میشوید که در دوران تب طلای افسانهای، به دنبال ثروت میگردد. تنها با ابزارهای ساده و آرزوهای بزرگ، طبیعت وحشی آلاسکا را کاوش میکنید، معادن سنگی را حفاری میکنید و به آرامی سنگ معدن خام را به طلای درخشان تبدیل میکنید.
همانطور که گفتم، Alaska Gold Fever شما را در نقش یک کاوشگر قرار میدهد که سعی دارد در حین بازسازی هتل عمویتان ثروتمند شود. یک شهر مرزی کوچک، چند مغازه مفید و سیستمهای کافی روی کاغذ وجود دارد که نشان دهنده یک حلقه مدیریتی عمیقتر است. میتوانید مواد را از فروشگاه عمومی بخرید، در نجاری صنایع دستی بسازید، مواد معدنی را تصفیه کنید و یافتههای خود را در بانک نقد کنید. مشکل این است که پس از چند ساعت، بیشتر این سیستمها به جای پیشرفت معنادار، مانند کارهای سطحی و پرمشغله به نظر میرسند.
حلقه گیمپلی در اوایل ساده است. با NPCها گپ بزنید، به شما دانش در ازای عقلتان پیشنهاد میدهند، در ازای پول طلا استخراج میکنند، و از پولتان برای گریه کردن در مورد اینکه هر حبه سیر ۱ دلار است استفاده میکنند. اما این شما را به یک روز خطرناک دیگر در معادن میکشاند تا درخشش طلا را از میان خاک الک شدهتان ببینید.
در مرکز بازی، یک معدن قرار دارد و همان جایی است که همه چیز شروع به مسطح شدن میکند. شما وارد یک معدن میشوید، با یک کلنگ به بلوکهای خاک ضربه میزنید، خاک را در یک سطل جمع میکنید، سپس آن را بیرون میبرید تا گرد و غبار طلا، قطعات و مواد معدنی را غربال کنید. از نظر مکانیکی، همه چیز خوب است: مشکل تکرار است. شما بارها و بارها روی تکههای خاکی یکسان، بدون تنوع کافی در ریسک، سرعت یا تصمیمگیری، همان عمل را انجام میدهید.
همچنین یک سیستم پشتیبانی معدن وجود دارد که در آن تیرهایی را برای جلوگیری از فروپاشی قرار میدهید. در تئوری، این باید تنش ایجاد کند. در عمل، فروپاشیها به ندرت به اندازه کافی معنادار به نظر میرسند که نحوه بازی شما را تغییر دهند. در نهایت مانند یک جعبه دیگر برای تیک زدن در یک حلقهای که از قبل خیلی روتین شده است، به نظر میرسد. در خارج از معدن، میتوانید درختان را قطع کنید، کندهها را به تخته تبدیل کنید و از آنها برای ساخت و ساز استفاده کنید یا مستقیماً آنها را بفروشید. این بخش کار میکند، اما همچنین یک مشکل تعادل بزرگتر را برجسته میکند. خرد کردن چوب اغلب سرراستتر و پاداشدهندهتر از فانتزی استخراج طلا است که بازی بر اساس آن ساخته شده است.
طراحی ماموریتها نیز کمک زیادی به موفقیت بازی نمیکند. در حدود چهار ساعت، چندین ماموریت را انجام دادم، اما هیچ یک از آنها حتی ارزش ذکر کردن ندارند. اکثر آنها کارهای اساسی مانند خرید این کالا، تحویل آن کالا، فروش مقدار مشخصی و ادامه دادن هستند. آنها از نظر فنی به شما جهت میدهند، اما به ندرت باعث ایجاد حرکت یا واکنشپذیری در جهان میشوند.
بخش بازسازی هتل در بازی هم همین مشکل را دارد. من بخشی از آن را بازسازی کردم و روند کار بسیار ساده بود: با تبر آوار را بشکنید، با سطل زبالهها را جمع کنید، سپس از پتک برای قرار دادن قطعات مبلمان استفاده کنید. این بخش کاربردی است، اما عمق کمی دارد. انتظار داشتم این بخش به یک هدف بلندمدت قویتر تبدیل شود، اما مراحل اولیه آنقدر سطحی به نظر میرسید که نمیتوانستم آن را ادامه دهم.
همچنین یک سیستم استخدام NPC دارد و این میتواند راهی عالی برای خودکارسازی مجموعهای از کارهای خستهکننده، نمیدانم، مانند مدیریت هتل یا چوببری یا حتی استخراج و پالایش باشد. این میتواند در درازمدت جالب باشد، اما صادقانه بگویم، من وقت انجام هیچکدام از این کارها را ندارم. شکار و سورتمهسواری با سگ نیز وجود دارد، اما من واقعاً به آن نپرداختم.
از لحاظ گرافیکی، بازی مشکلات فنی متعددی دارد که در بیشتر موارد واقعا آزاردهنده هستند. بارگذاری تفاوتهای گرافیکی، نه تنها بهینهسازی ضعیفی دارد، بلکه کیفیت جنگلهای اطراف نیز چندان چشمگیر نیست. حتی در بالاترین انتخابهای عملکرد، FPS من بین 20 تا 60 در نوسان است. برای مدیریت این بازی مجبور شدم FPS خود را در پایینترین سطح نگه دارم. از نظر طراحی صدا، حرکات و همه چیزهای خوب، به نظرم کاملاً مناسب است. کمی طول میکشد تا به حرکات عادت کنید، همانطور که صداها نسخههای نمایشی از چیزهای واقعی هستند.
من به اندازه کافی بازی نکردهام تا تمام چیزهایی که Alaska Gold Fever ارائه میدهد را تجربه کنم، اما یک ساعت اول قطعاً باعث شد که بخواهم ادامه دهم و چیزهای بیشتری ببینم. با توجه به وضعیت فعلی بازی، شاید امتحانش کنم، اما توصیه میکنم صبر کنید تا توسعه دهندگان برخی از مشکلات بزرگتر را برطرف کنند.
چرخه گیمپلی برای کسب طلا از طریق انجام کار سخت و بازسازی هتل قدیمی رضایتبخش است.
تنوع زیاد شخصی سازی ها برای تنظیم مجدد کنترلهای کلیدی، غیرفعال کردن سر و لرزش دوربین، یک مزیت بزرگ برای دسترسی به حساب می آید.
در بخش موجودی شما تبهای اضافی برای آموزشهایی وجود دارد که ممکن است فراموش کرده باشید.
ماموریتها به خوبی فهرست شدهاند به گونهای که زیاد با صفحه فعال شما تداخل ندارند.
باگ های گرافیکی زیادی وجود دارد و حتی در حالت «Ultra» نیز متوجه شدم همه چیز ضعیف اجرا میشود.
فاقد دسترسی برای تغییر اندازه متن و منوها است و باعث میشود احساس کنم نوار سلامتی و رابط کاربری پول من خیلی بزرگ است، اما موجودی شمارهگذاری شده خیلی کوچک است.
آزادی عمل زیادی در این بازی وجود ندارد.
مسیرهای مینگذاری از پیش تعیین شدهاند، به جز برخورد با اشیاء ثابت، هیچ آزادی در استخراج وجود ندارد.























