چیزی فراتر از کلمات مرا وادار کرد تا بازی Bonnie Bear Saves Frogtime را امتحان کنم. با طراحی ساده، شخصیتهای نامتعارف و سوال «frogtime دیگر چیست؟» که نیاز به پاسخ داشت، روی شروع کلیک کردم و ماجراجویی کوچکی را آغاز کردم که مرا به حدس زدن، خندیدن و رفتن به دنیایی فراتر از کلمات سوق داد. این یک بازی نامتعارف است، از مکانی با شخصیتهای مطمئناً زیبا ساخته شده است و همیشه به موازات حس اجتماع و دوستی پیش میرود.
Bonnie Bear یکی از آن بازیهای ژانر-محور است که در نهایت به آن یک توصیف کلی مانند یک عنوان نقش آفرینی و ماجراجویی داده میشود. این بازی که از ذهن Bonte Avond بیرون آمده است، شما را به کاوش در جهان و مبارزه با قورباغهها (و وزغها و سایر موجودات نامشخص) دعوت میکند. آیا این یک کپی از پوکمون است؟ نه! این نبردهای تاکتیکی قورباغهها بر روی یک سیستم شبکهای انجام میشود. هر بازیکن از دو طرف مقابل شروع میکند و سه موجود را در زمین قرار میدهد. هر موجود یک قدرت دارد و اگر بتوانید از کل زمین عبور کنید، به همان اندازه از استخر سلامتی حریفان خود میگیرید. قورباغهها میتوانند از روی موجودات دیگر بپرند، وزغها آنها را به عقب پرتاب میکنند، موجودات دیگر… کارهای دیگری انجام میدهند، منظورم را میفهمید!
داستان با بیرون آمدن Bonnie Bear از خانهشان شروع میشود و برای جشن گرفتن همه دوستانشان که برای گرفتن چند قورباغه برای گروه دور هم جمع شدهاند تا بتوانند در شادی Frogtime شرکت کنند. اما این چیست؟ یک غریبه مرموز هدیه دیگری برای بانی گذاشته است. یک پوسته جادویی، که به سرعت توسط ریک اسپک دزدیده شده است (به شش تکه شکمش نگاه کنید) و طبق قوانین ساحل، او باید در نبردی مبتنی بر قورباغه شکست بخورد تا آن را پس بگیرد! البته، این به سرعت از کنترل خارج میشود و روایت منحصر به فرد به تلاشی برای عبور از جهان با بازی frog-time تبدیل میشود.
در تمام این مدت، از طنز منحصر به فرد و در عین حال هوشمندانه و استفاده از تصاویر و زمانبندی برای ایجاد خنده، پوزخند و گاهی اوقات مو به تنم سیخ شدن از روی دلسوزی نسبت به شخصیتها و مکالمات پوچ اما قابل درک، شگفتزده شدم. چه در حال سورتمهسواری با یک خونآشام باشید، چه در حال تلاش برای کوچک کردن یک موجود فضایی برای ورود به کندوی زنبور عسل، یا صحبت با مادر خرس چهارپای وحشیتان که یک دکه غذا فروشی را اداره میکند، احتمالاً هرگز حدس نمیزنید که در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد، و این یک لذت است. چیزی که مسلم است این است که مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، شما قرار است Frogtime بازی کنید.
شما با مجموعهای ساده از قورباغههای ساده شروع خواهید کرد و منظورم این است که آنها فقط کمی آسیب میرسانند و نمیتوانند مانورهای پیچیده زیادی انجام دهند. این برای مدتی شما را سرپا نگه میدارد و باعث میشود برخی از دوئلکنندههای سادهتر را در ساحلی که از آنجا شروع میکنید شکست دهید، اما دیر یا زود باید بازی بازار قورباغه گاچا را شروع کنید که در آن «کوکودو»های (واحد پول درون بازی) که به سختی به دست آوردهاید را خرج میکنید تا به طور تصادفی قورباغههای بیشتری را آزاد کنید و آنها را به کیسه قورباغه خود اضافه کنید.
این قورباغهها میتوانند تواناییها یا قدرتهای اضافی داشته باشند که به شما امکان میدهد آسیب بیشتری به «جان» حریف خود وارد کنید که برنده را تعیین میکند. میبینید، در بازی قورباغهای، حداکثر ۳ قورباغه در صفحه بازی خطی ۳ ردیفی خواهید داشت. وقتی یکی از آنها به انتهای دیگر صفحه بازی میرسد، شما هر تعداد امتیاز جان که قورباغه به حریف میدهد را از آن کم میکنید. قورباغههای شما میتوانند تواناییهایی مانند پریدن داشته باشند، جایی که میتوانند قورباغههای جهشی را به هم زنجیر کنند تا سریعتر به طرف دیگر برسند، یا پرواز کنند، جایی که آنها به طور خودکار بلند میشوند و قبل از فرود آمدن از روی هر تعداد قورباغه ممکن عبور میکنند.
از طرف دیگر، میتوانید قورباغههای دیگری داشته باشید که نمیتوانند از روی دیگران بپرند، اما میتوانند کارهایی مانند هل دادن قورباغههای جلوی خود به عقب، گیج کردن آنها یا جلوگیری از پیشروی آنها انجام دهند. این تواناییهای اضافی و تواناییهای قورباغههای حریف شما، بازی قورباغهای را به یک رویارویی پیچیده تبدیل میکند، و جایی که آمادهسازی تیم دوزیستان شما به خودی خود یک بازی است. تازه این تازه بدون اشاره به سیستم کلاههاست، که در آن میتوانید این لوازم سر کوچک و فوقالعاده دوستداشتنی را کسب کنید و بهطور تصادفی بخرید که گهگاه به قورباغههای کوچک شما آمار اضافی یا فقط کمی جذابیت اضافی میدهد.
برد یا باخت در بازیهای متعدد frogtime که در طول داستان انجام میدهید، میتواند طرح داستان Bonnie Bear Saves Frogtime را پیش ببرد، یا «سنجش ارزش خود» شما را بسازد که به عنوان یک سیستم ارتقا عمل میکند و شما را قادر میسازد در مقابل دشمنان سرسختتر بازی کنید یا قورباغههای قدرتمندتری بخرید. اهداف سرراست و نبردهای قابل تکرار آن، سختی بازی را به گونهای افزایش میدهد که میتوانید با سرعت دلخواه خود پیشرفت کنید و به شما این امکان را میدهد که انواع و ترکیبهای مختلف قورباغه را برای بازی به روش خود آزمایش کنید. چند قورباغه کمیاب وجود دارد که میتوانید آنها را کسب و باز کنید و هرچه بهتر بازی کنید، کوکودهای بیشتری برای خرید تخمهایی که قورباغههای جدید را در خود جای میدهند، به دست خواهید آورد.
به علاوه، اگر نیاز به تعویض یک قورباغه قدیمی با یک قورباغه جدید و بالقوه بهتر داشته باشید، سکههایی برای چرخاندن کلاههای جدید به دست خواهید آورد. خوشبختانه، این کلاهها با قورباغههای تعویض شده شما پرتاب نمیشوند، بنابراین میتوانید آنها را به دلخواه خود تعویض کنید. به علاوه، برخی از شخصیتهایی که شکست میدهید، قورباغههای ویژهای برای معامله در دسترس خواهند داشت که میتوانند تیم شما را به سرعت با ترفندهای جدید و جذاب تقویت کنند. میتوانم به طور بالقوه آرزوی داشتن یک جعبه ذخیرهسازی برای قورباغههایتان را ببینم، اما گیمپلی و عواقب آن آنقدر کمریسک است که هرگز احساس نکردم معامله قورباغهای که ممکن است مدتی از آن لذت برده باشم، استراتژیهای آیندهام در مورد قورباغه را به طور جبرانناپذیری خراب کند.
سبک هنری بازی واقعا جذاب است، هرچند کمی ابتدایی به نظر می رسد، و موسیقی در طول بازی فوقالعاده است (حتی اگر مجبور شوید به معنای واقعی کلمه در چندین میانپرده موسیقی شرکت کنید، که به نظر من صادقانه، تعامل بازیکن از کیفیت آن میکاهد). در نهایت به صداپیشگی عادت کردم، اما در ابتدای بازی چیزی در مورد آن به طرز باورنکردنی غیرمعمول به نظر میرسید، به خصوص در هر مکالمهای که مربوط به «آن» بود. چیزی در مورد آن مرا عصبانی میکرد، به خصوص زمانبندی یا ریتم مکالمات. باز هم، احساس میکنم این ممکن است سلیقه شخصی باشد.
قصد ندارم این نقد را خیلی طولانی کنم و سرتان را به درد بیاورم، اگر نگاهی به Bonnie Bear Saves Frogtime و تریلر آن بیندازید، توجه شما را جلب کند و قول میدهم از آن لذت خواهید برد. نمیخواهم ماهیت دیوانهوار برخی از موقعیتهایی که در آنها قرار خواهید گرفت را لو بدهم، زیرا این بخش بزرگی از لذت و جذابیت بازی است. شما زمان زیادی را در Frogtime بازی خواهید کرد، در مورد Frogtime صحبت خواهید کرد و برای دوستانتان به آن سوی دنیا خواهید رفت. یک خرس چه چیز دیگری میتواند بخواهد؟
طراحی شخصیت ها و سبک هنری بازی را دوست داشتم.
آهنگهای بازی گوش نواز و به یادماندنی هستند.
داستان به بهترین شکل روایتی کارتونی دارد.
گیم پلی فوقالعاده سرگرمکننده و کاملاً متعادل است.
فاقد بدون حالت چند نفره یا رویارویی های vs است.
فقط یک فایل ذخیره وجود دارد.

























